تبليغاتX
یاران روح الله

یاران روح الله

مشکات

امام(ره)، مردى بزرگ و نابغه‏اى بى‏نظير ... بود؛ دانشمندى كه جامع اضداد مى‏نمود؛ سياست را عجين ديانت مى‏ديد؛ … عصاره قرآن و سنّت را در قالب وصيت‏نامه الهي‌ ـ سياسى خود نوشت كه هر ورقش، دفترى است از معرفت امام خمينى و خمينى آفرين. آفرين آفريدگار، بر او باد! انساني كه ميان غير معصومان، مانندى براى او نمى‏بينم تا ايشان را به او تشبيه كنم. او، قهرمان تاريخ بود و نابغه‏اى نادر، مجتهد بود و مجاهد، هم اصولى بود و هم فقيه جامع الشرايط، حكيم بود و فيلسوف، اديب بود و شاعر، عارف بود و سالك، عابد بود و زاهد، شجاعت داشت و شهامت، صلابت داشت و ابهت؛ به عبارت بهتر و موجز، مى‏توان گفت كه روح و جوهره شخصيت او، «ذوب شدن در اسلام»، يعنى بندگى خدا بود.                                                                                        (سيري در ساحل، ص 214)

+ نوشته شده در  جمعه چهارم تیر 1389ساعت 20:15  توسط دانشجو  | 

حضور

يكى از خصوصيات خصلت بسيجى و جريان بسيجى، حضور است؛ غايب نبودن در آنجايى كه بايد در آنجا حاضر باشيم. اين يكى از اوّلى‌ترين خصوصيات بسيجى است....

....اما فرهنگ بسيج، حركت بسيج و حقيقت بسيج، منشأ خيرات عظيمى در كشور، در جامعه‌ى ما و در نظام اسلامى شد. بسيج يك چنين حقيقتى است. بسيج در واقع يك ارتش بى‌رنگِ بى‌ادعاى همه‌گير در سطح كشور است؛ و اين ارتش براى مبارزه‌ى در همه‌ى عرصه‌هاست؛ نه فقط در عرصه‌ى نظامى. عرصه‌ى نظامى يك گوشه‌ى محدودِ گاه‌گاهى است. هميشه كه جنگ پيش نمى‌آيد.

 عرصه‌ى حضور بسيج خيلى وسيعتر از عرصه‌ى نظامى است. اينى كه من بارها گفتم و تكرار ميكنم كه نبايد بسيج را يك نهاد نظامى به حساب آورد، تعارف نيست؛ بلكه حقيقت قضيه اين است. بسيج عرصه‌ى جهاد است، نه قتال. قتال يك گوشه‌اى از جهاد است. جهاد يعنى حضور در ميدان با مجاهدت، با تلاش، با هدف و با ايمان؛ اين ميشود جهاد. لذا «جاهدوا بأموالكم و أنفسكم فى سبيل اللَّه»؛ جهاد با نفس، جهاد با مال. جهاد با نفس كجاست؟ فقط به اين است كه توى ميدان جنگ برويم و جانمان را كف دست بگيريم؛ نه، يكى از انواع جهاد با نفس هم اين است كه شما شب تا صبح را روى يك پروژه‌ى تحقيقاتى صرف كنيد و گذر ساعات را نفهميد. جهاد با نفس اين است كه از تفريحتان بزنيد، از آسايش جسمانيتان بزنيد، از فلان كار پرپول و پردرآمد - به قول فرنگى‌ها پول‌ساز - بزنيد و تو اين محيط علمى و تحقيقى و پژوهشى صرف وقت كنيد تا يك حقيقت زنده‌ى علمى را به دست بياوريد و مثل دسته‌ى گل به جامعه‌تان تقديم كنيد؛ جهاد با نفس اين است. يك قسمت كوچكى هم جهاد با مال است.

 پس عرصه‌ى بسيج يك عرصه‌ى عمومى است؛ نه مختص يك قشر است، نه مختص يك بخشى از بخشهاى جغرافيائى كشور است، نه مختص يك زمانى دونِ زمان ديگرى است؛ نه مختص يك عرصه‌ئى دون عرصه‌ى ديگرى است. در همه‌ى جاها، در همه‌ى مكانها، در همه‌ى زمانها، در همه‌ى عرصه‌ها و در همه‌ى قشرها، اين وجود دارد. اين معناى بسيج است.

+ نوشته شده در  جمعه چهارم تیر 1389ساعت 1:0  توسط دانشجو  | 

یک سوال!

به امام زمان فکر کردی؟

در رابطه با امام زمان دوحالت بیشتر نیست.

1- اول اینکه اون حضرت نعوذبالله وجود خارجی ندارند،سوال اینکه در این صورت پس چرا ما وجود داریم؟

2- دوم اینکه اون حضرت وجود دارند، سوال اینکه پس جایگاهشون توی زندگی تک تک ماها کجاست؟

وای برما که چه بسیار جمعه ها آمدندو رفتند و ما حتی یادمان نبود جمعه هستند.....

+ نوشته شده در  جمعه چهارم تیر 1389ساعت 0:41  توسط دانشجو  | 

مسلمانی در قرن 21

اتفاقات چند روز اخیر دل هر دانشجوی دردمندی رو به درد اورد، دوست نداشتم تلخ بنویسم اما باشد برای صاحبان دیده.

پرده اول: یک سال از فریاد هل من ناصر حضرت آقا در میان خواص می گذرد و اما هنوز متاسفانه آمار کبک ها بالاست!!!

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم تیر 1389ساعت 22:4  توسط دانشجو  | 

فرصت کوتاه

عاشق آن صخره هایم، ماه را هم دوست دارم

"کفش هایم کو؟..." که من این  راه را هم دوست دارم

اشک با من مهربان است و تبسّم مهربان تر

شور و لبخند و دریغ و  آه را هم دوست دارم

گر چه خارم، گاه گاهی راه دارم در گلستان

گرچه خاکم،  خاک آن درگاه را هم دوست دارم

عاشقم بر ذکر "یا رحمان"  و" یا حنّان" و "یا هو"  

ذکر "یا منّان" و "یا الله" را هم دوست دارم

عاشق شمسم، ولی حلّاج را هم می پسندم

سوز و حال خواجه عبدالله را هم دوست دارم

یوسفی گم کرده ام چون روزهای عمر و  هر شب

سر فرو بردن درون چاه را هم دوست دارم

با غریبان زمین هر لحظه در خود می گدازم

راستش این غربت جانکاه را هم دوست دارم

شنبه ها تا جمعه ها را داغدار انتظارم

حسرت آن جمعه ناگاه را هم دوست دارم

گرچه ، مرگ - این خلوت نایاب - را هم می ستایم

زندگی این فرصت کوتاه را هم دوست دارم

                                  اردیبهشت 1389 – دهلی نو - علی رضا قزوه    

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1389ساعت 8:11  توسط دانشجو  | 

جملاتی ناب از حضرت روح الله در باب "آزادی"/ جملاتی ناب از اصلاح طلیان در باب "آزادی"

مقدمه: سعی بر این است تا در این مقاله هیچ تحلیلی صورت نگیرد. لذا صرفا به بیان مستقیم صحبت های حضرت روح الله و در مقابل آن، برخی اصلاح طلبان بسنده می کنم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دهم اردیبهشت 1389ساعت 15:57  توسط دانشجو  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اردیبهشت 1389ساعت 19:36  توسط دانشجو  | 

بسیجی

ی بسیجی‌های از جنسِ امام
باز هم وقت  نبرد است و قیام
 
ضربه ها دارند  جاری می شوند
زخم ها دارند  کاری می شوند
 
باز دنیا شهر  کوفی ها شده
ای بسیجی  ها علی تنها شده
 
زیر ِ باران  ولایت ، تر شوید
با شهیدان باز  همسنگر شوید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اردیبهشت 1389ساعت 16:31  توسط دانشجو  | 

جونیمون بره ولی پیر خراسون بمونه!

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اردیبهشت 1389ساعت 16:5  توسط دانشجو  | 

عکس:سندی نو یافته در مورد شهادت پدر مكرم امام خمینی(ره)

در بایگانی سازمان اوقاف و امور خیریه سندی موجود است كه در آن توسط مرجع تقلید وقت از قتل مرحوم والد حضرت امام با كلمه «شهید»تعبیر شده است.



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اردیبهشت 1389ساعت 15:42  توسط دانشجو  |